کاله

    قبلاً در مورد نکات کلیدی طراحی داخلی و اشتباهات رایج در دکوراسیون صحبت کردیم. یکی از مهمترین فضاهای خانه آشپزخانه است. در طراحی آشپزخانه و یا بازسازی آن چند نکته طلایی وجود دارد که به شما کمک میکنند در عین ایجاد فضایی زیبا و شیک حداکثر کارایی را در محیط آشپزخانه داشته باشید.

     

    10 نکته طلایی در طراحی آشپزخانه

     

    ۱-از قبل فکر کنید.

    طراح داخلی، جکی هارگرو می‌گوید، «هنگام طراحی آشپزخانه، ابتدا کاربرد را مد نظر قرار دهید. او می‌گوید، «هیچ شکل ایده‌آلی برای آشپزخانه‌ وجود ندارد. چه راهرو مانند باشد، چه U شکل و چه L شکل، طوری طراحی کنید که بین سینک، یخچال و گاز مثلثی ایجاد شود و برای سهولت حرکت، فاصله‌ی بین آنها بیش از ۲ متر نباشد.»

     

    ۲- از فضای آشپزخانه خوب استفاده کنید.

     

    10 نکته طلایی در طراحی آشپزخانه

     

    جکی می‌گوید، «بزرگ‌ترین اشتباهی که افراد در مرحله‌ی طراحی مرتکب می‌شوند این است که از فضا به خوبی استفاده نمیکنند. از هر گوشه و شکاف استفاده کنید. کابینت‌های سرپوشیده را تا سقف ببرید، به جای اینکه فضایی را بالای کابینت‌ها خالی بگذارید تا گرد و غبار بگیرند.» برای دسترسی راحت‌تر به قابلمه‌ها و تابه‌ها، کشو‌های عمیق در نظر بگیرید و جای کافی برای وسایل آشپزخانه در نظر بگیرید که اگر جا نباشد روی کابینت ها را اشغال خواهند کرد.

     

    ۳- به نور آشپزخانه توجه کنید.

     

    10 نکته طلایی در طراحی آشپزخانه

     

    ریچارد تروئد برق‌کار می‌گوید، «بر خلاف اتا‌ق های دیگر خانه، نور بالا در آشپزخانه کافی نیست. در آشپزخانه، نباید نور از پشت سرتان بتابد و بر فضای کارتان سایه بیندازد. نور باید جلویتان بیفتد.» او چراغ‌های زیر‌کابینتی را دوست دارد، زیرا مستقیماً بر کانترها نور می‌اندازند. این نوع چراغ ها در طراحی آشپزخانه مدرن جای خود را پیدا کرده اند.

     

    ۴- برق در طراحی آشپزخانه مهم است.

     

    10 نکته طلایی در طراحی آشپزخانه

     

    ریچادر می‌گوید، «حتماً برای وسایلی که جایشان را عوض می‌کنید یا وسایل جدید پریز برق یا جای لوله بگذارید. بسیاری از افراد دیر متوجه این موضوع می‌شوند که لوله‌ی گاز و سیم برق لازم را ندارند.» استوارت مک‌گرودر لوله‌کش هم می‌گوید، «وسایل را اندازه بگیرید تا مطمئن شوید در فضاهای اختصاص داده شده جا می‌شوند. اگر ماشین ظرفشویی را با فشار در جایش هل دهید، شلنگ‌ها را فشرده خواهد کرد و آبش به راحتی تخلیه نخواهد شد.»

     

    ۵- فضا و سطوح

     

    10 نکته طلایی در طراحی آشپزخانه

     

    فضای روی کانتر هرچه بیشتر باشد بهتر است. سطحی انتخاب کنید که کار کردن رویش برایتان آسان باشد و از آن خوشتان بیاید. اما یادتان باشد که اگر سطح را کاشی کاری کنید تمیز کردن لای کاشی ها سخت است و سطوح فلزی هم راحت خش بر میدارند.

     

    ۶- طراحی آشپزخانه را از اول شروع کنید.

    جکی می‌گوید، «از وسایل و اقلام آشپزخانه‌ی قبلی استفاده نکنید. شاید طوری به نظر برسد که دارید صرفه جویی میکنید، اما وسیله‌ی کهنه در فضای جدید کاملاً مشخص خواهد بود. راه‌های دیگری برای صرفه جویی کردن پیدا کنید. لازم نیست ۱۰۰ دلار خرج دستگیره‌ی کشو کنید، در حالی که دستگیره‌های ارزان و زیبایی هم پیدا میشوند. همین موضوع در مورد کانترها هم صدق می‌کند.»

     

    ۷- امنیت در اولویت است.

     

    10 نکته طلایی در طراحی آشپزخانه

     

    دوروتی بل، متخصص ایمنی خانه، می‌گوید، «با ایجاد دید به حیاط و محل بازی بچه ها از قسمت پخت‌و‌پز، آشپزخانه‌ی خود را تا حد ممکن ایمن و مناسب خانواده کنید. همچنین عناصر ارتقای ایمنی مانند کانترهای لبه‌گرد، کفپوش مقاوم در برابر لغزش و ارتفاع گاز به اندازه‌ی افراد بالغ را در نظر بگیرید تا احتمال سوختگی‌های تصادفی را به حداقل برسانید.»

     

    ۸- هوا را تهویه کنید.

     

    10 نکته طلایی در طراحی آشپزخانه

     

      جیمز مور، مشاور لوازم خانه می‌گوید: داشتن هود به تهویه‌ی بوهای ناشی از آشپزی کمک می‌کند. او می‌گوید، «هودی بخرید که کارآمد، بی‌سروصدا باشد و هوا را بیرون ببرد.»

     

    ۹- زباله‌ها

     

    10 نکته طلایی در طراحی آشپزخانه

     

    فراموش نکنید برای زباله‌ها و سطح بازیافتی های خود برنامه‌ریزی کنید. آیا پشت در کابینت سطل مخفی می‌خواهید یا سطل آشغالی براق و فلزی می‌خواهید که دور از دست قرار میگیرد؟

     

    ۱۰- مراقب کف باشید.

    وقتی صحبت کفپوش باشد، لیز نبودن، سهولت تمیزکاری و حفره های سطح را در نظر بگیرید. برای مثال، کف‌های سنگی، که تا حدودی متخلخل هستند، ممکن است نیاز به تمیزکاری مداوم داشته باشند. اگر این طور است، بپرسید چند وقت یکبار نیاز به تمیز کردن دارند و ببینید آیا می‌خواهید درگیر این روند شوید. او می‌گوید، «کفپوش‌های چوبی زیبا هستند، اما آگاه باشید که نزدیک یخچال، اجاق گاز و سینک زودتر از قسمت‌های دیگر پوسیده می‌شوند.» او اشاره می‌کند، «کفپوش‌های سخت سنگ طبیعی عالی کار می‌کنند و ظاهر طبیعی و احساس آن زیر پا بسیار محبوب شده است.»

     

    دوستای گلم تو هفته های آینده من خیلیییییییی کار دارم و بعید میدونم که زیاد بتونم اینجا بیام، البته حتما عین همیشه به وبلاگ و سایتهای دوستام سر میزنم، ولی اینکه خودم مطلب بذارم فکر کنم تا مدتی امکانش نباشه.

    براتون یک کلم پلو آوردم که خودم هم دفه اولم بود این مدلی درست میکردم، خیلی باحاله، یادمه یک بار تو یکی از صفحات آشپزی از یکی از دوستان یاد گرفتم و کلی هم تعجب کردم ولی وقتی درست کردم دیدم خیلی هم عالی میشه. 

    راستی اون آدم دیوونه که برای من کامنت میذاره و روزهای همیشه تنهاش میزنه به سرش و میاد اینجا را کامنت بارون میکنه، ۲ تا راه برای تو  وجود داره، شرکت در همون دوره ای که پارسال توش شرکت کردی و متاسفانه انگار اثر نداشته! یکی هم ورزش و خوندن کتاب. در هر صورت من فقط به کامنتای تو میخندم و واسه بقیه هم تعریف میکنم و صدای خنده هامون بلندتر میشه. افتاد؟ دلقلک بازی هم حدی داره،بهت که گفتم آدم جهنم هم میره مردونه میره! حالا بشین باز بنویس تا جونت از حلقت در بیاد.

    کلم پلو با کلم قرمز 

    مواد لازم: 

    یک عدد کلم قرمز کوچک 

    پیاز متوسط یک عدد

    رب یک قاشق غذاخوری سر پر 

    گوشت چرخ کرده یا حبه قندی خرد شده ۲۰۰ گرم ( من چرخ کرده نریختم) 

    برنج ۳ پیمانه 

    نمک، فلفل، روغن ، زردچوبه و پودر سیر به میزان لازم

    ( دقت کردین من آدمی هستم که زیاد از ادویه ها استفاده نمیکنم دلیلش هم اینه که بهشون آلرژی دارم) فکر کنم تو این پلو دارچین یا پودر لیمو عمانی هم بریزید خوشمزه بشه.

    طرز تهیه: 

    پیاز را مکعبی خرد کنید در روغن تفت بدین تا طلایی و سبک بشه، بعد زردچوبه را اضافه کنید و تفت بدین، گوشت را هم در این مرحله اضافه کنید و تفت بدین، رب را اضافه کنید و تفت بدین، پودر سیر را هم در این مرحله اضافه کنید. ۲ تا ۳ لیوان آب به گوشت اضافه کنید و بذارین با حرارت ملایم بپزه و آبش کشیده بشه.

    کلم قرمزمون را میشوریم. 

    رشته رشته خرد میکنیم و باز میشوریم که قشنگ تمیز بشه، من با چاقو خرد کردم وسطای خرد کردن یاد رنده وی شکل افتادم که کارم را راحت تر میکرد. بعد توی تابه کمی روغن میریزیم و کلم ها را توش تفت میدیم تا سبک بشن. 

    بعد اینا را با گوشتمون که پخته و آبش کشیده شده مخلوط میکنیم. 

    برنج را آب کش میکنیم، کف قابلمه هر ته دیگی که دوست داریم می چینیم و به ترتیب یک لایه برنج و یک لایه از این مواد میریزیم، با ته قاشق هم کمی هم میزنیم که مواد با هم مخلوط بشن. 

    نصف لیوان آب دور تا دور برنج بدین و بذارین نیم ساعت تا ۴۰ دقیقه با حرارت ملایم دم بکشه، من فقط آب میریزم نه آب روغن، مواد لا به لای برنج به اندازه کافی روغن داره. ته دیگش هم که هیچی اونم روغن داشت. 

    جاتون خالی ما اینو با ترشی زیتون ترش و ترشی کلم قرمز خوردیم، خوشمزه بود، اگه کلم قرمز دارین و نمیدونین باهاش چه  کنید اینم یک انتخابه، حتما نباید کلم سفید استفاده کنید. بعضی وقتا این کلم قرمزا تو یخچال خیلی مظلوم واقع میشن.

    اینم پلوی خوشمزه ما 

    به‌طور کلی،سبزیها هر نوع گیاهی هستند که به خاطر خوش‌عطر یا خوش‌طعم بودن غذا، طعم دهنده، دارو، یا عطردهنده مورد استفاده قرار می‌گیرند. استفاده در آشپزی ،سبزی‌ها را از ادویه‌ها متمایز می‌کند. سبزی به برگهای سبز یا بخش‌های گل‌ده گیاه اشاره می‌کند. (تازه یا خشک شده) در حالیکه ادویه‌ها از بخش‌های دیگر گیاه شامل بذر؛ پوست، ریشه، و میوه (معمولاً خشک شده) تهیه می‌شوند.

    اهمیت سبزیجات برای بدن
    بسیاری از متخصصان پزشکی افراد را به مصرف سبزیجات بیشتر در رژیم غذایی تشویق می کنند. براساس توصیه انجمن سرطان امریکا، برای حفظ سلامتی، روزانه حداقل ۵ وعده از میوه و سبزیجات استفاده کنید. همچنین طبق دانشگاه هاروارد، مصرف ۹ وعده از میوه ها و سبزیجات در روز توصیه می شود.

    ویتامین ها و آنتی اکسیدان ها
    سبزیجات حاوی میزان بالایی از مواد مغذی بوده، به طوری که سرشار از ویتامین ها و موادمعدنی مرتبط با رشد و حفظ سلامت بدن هستند. براساس وزارت کشاورزی امریکا، سبزیجات میزان بالایی پتاسیم دارد که برای سلامت فشار خون مهم می باشد. سایر ویتامین ها از جمله ویتامین C و ویتامین A برای حفظ سلامت لثه ها، دندان ها، پوست، چشم، مبارزه با عفونت ها و بهبود جراحات مهم است. سبزیجات همچنین حاوی مواد آنتی اکسیدانی بوده که از بدن در برابر آسیب سلولی محافظت می کنند. همچنین براساس انستیتوی لینوس پاولینگ، استفاده از سبزیجات در رژیم غذایی روزانه مانع از خطر ابتلا به بیماری های قلبی، سرطان، پارکینسون، آترواسکلروزیس، حمله قلبی و آلزایمر می شود.

    فیبر
    فیبر غذایی موجود در سبزیجات فواید بسیاری دارد. فیبر ماده مغذی مهمی است که تنها در موادغذایی گیاهی یافت می شود. براساس وزارت کشاورزی امریکا، استفاده از فیبر در یک رژیم غذایی سالم به خارج کردن کلسترول نوع بد از عروق و کاهش خطر ابتلا به بیماری قلبی کمک می کند. فیبر همچنین در بهبود عملکرد سیستم گوارشی، کنترل قند خون و پیشگیری از سرطان موثر است.

    رژیم غذایی
    سبزیجات برای رژیم های غذایی مناسب است، زیرا این موادغذایی با میزان کالری و چربی پایین موجب اضافه وزن نمی شوند. جایگزین کردن سبزیجات با موادغذایی پرکالری در رژیم غذایی به مدیریت وزن کمک خواهد کرد. فیبر موجود در سبزیجات همچنین در افزایش حس سیری و کاهش وزن سریعتر موثر است.

    فروشگاه سنارتیک

    دسته بندی:

    کوکو | کتلت | به وسیله
    razavi@irancook | ۵۶۱ بازدید

    دستور آشپزی های مرتبط

    کلمات کلیدی: انواع کوکو,انواع کوکو سیب زمینی,انواع کوکو سیب زمینی با گوشت,طرز تهیه کوکو سیب زمینی با گوشت,طرز تهیه کوکو سیب زمینی با گوشت چرخکرده,طرز تهیه کوکو سیب زمینی با گوشت مرغ,طرز تهیه ی کوکو سیب زمینی با گوشت,كوكو گوشت و سيب زميني,کوکو با گوشت و سیب زمینی,کوکو سیب زمینی با گوشت,کوکو سیب زمینی با گوشت چرخ شده,کوکو سیب زمینی با گوشت چرخ کرده,کوکو سیب زمینی با گوشت چرخی,کوکو سیب زمینی روسی,کوکو سیب زمینی شکم پر با گوشت,کوکو سیب زمینی شکم پر با گوشت چرخکرده,کوکو سیب زمینی و گوشت,کوکو سیب زمینی و گوشت چرخ کرده,کوکو گوشت وسیب زمینی,کوکوی سیب زمینی با گوشت,کوکوی سیب زمینی و گوشت چرخ کرده











    خواهش میکنم تشریف بیارین ادامه مطلب


    ۱۳۹۲/۱۱/۱۰ ۲۳:۰۲

    اسفناج پلو با کوفته قلقلی

    مواد لازم:  
    برنج دو پیمانه 
    گوشت چرخ کرده ۲۰۰ گرم  
    اسفناج خرد شده  نیم کیلو 
    پیاز بزرگ یک عدد 
    پیاز کوچک یک عدد 
    سیر ۳ تا ۴ حبه 
    نمک- فلفل- زردچوبه – زعفران آب کرده و دارچین به میزان لازم 
    یک قاشق غذاخوری آرد نخودچی 
     
    طرز تهیه: 
    پیازها را خرد کنید و در روغن تفت بدین تا طلایی بشن . سیر خرد شده را اضافه کنید و پس از کمی تفت دادن زردچوبه را اضافه کنید.
    گوشت چرخ کرده را با اون پیاز کوچیک که
    رنده کردین و یک قاشق غذاخوری آرد نخودچی مخلوط کنید، نمک و فلفل اضافه
    کنید و مواد را ورز بدین، باهاشون قلقلی های کوچولو درست کنید و کنار
    بذارید. 


    اون پیاز متوسط را که گفته بودم مکعبی خرد کنید و در یک تابه با مقداری
    روغن تفت بدین تا طلایی بشه بهش زردچوبه اضافه کنید و بعد از تفت دادن بهش
    یک و نیم لیوان آب  جوش اضافه کنید، نمک هم یادتون نره که بزنید. 

    گوشتهای قلقلی شده را به آرامی به این مواد اضافه کنید و بذارین پخته بشن و آبشون کشیده بشه. 

    برنج
    را با ۲/۵ پیمانه آب و کمی نمک ( بدون روغن ) بذارین بپزه ( روغن نریزید
    چون موادی که قراره لا به لای برنج بدین روغن داره خودش ) 

    یا اینکه برنج را آب کش کنید ( هر طور که دوست دارین )


    اسفناج را بشورید بذارین آبش کشیده بشه.

    بعد اسفناج را خرد کنید لازم نیست خیلی خرد کنید چون اسفناج را که لا به لای برنج بدین آب میشه.


    وقتی آب برنج کشیده شد کف یک قابلمه تفلون را هر ته دیگی که دوست دارین مثل ته دیگ کاهو بچینید، 
    بعد به ترتیب یک لایه برنج ، چند تا قلقلی،
     کمی دارچین و یک لایه اسفناج خرد شده بریزید این مرحله را تا آخر ادامه
    بدین. اسفناج موقع پخته شدن لابه لای برنج کمی آب میندازه پس این نکته را
    هم در نظر بگیرید و بهتره که برنجتون را کمی دون تر بردارین. 

    کمی آب اطراف برنج بریزید و بذارین برای
    مدت ۴۵ دقیقه برنجتون دم بکشه. من معمولا برای دم کردن برنج از دم کنی
    استفاده نمیکنم اما برای این پلو از دم کنی استفاده کردم به خاطر همون که
    گفتم اسفناج لای برنج آب میندازه. دیگه عرق برنج هم روی برنج بریزه خیلی
    برنج له و لورده میشد. 

    امیدوارم درست کنید و از این پلو لذت ببرید. 



     

    {۳}


    , document.getElementById(“txtNickName”).value, “”, document.getElementById(“txtWebsite”).value, document.getElementById(“txtComment”).value);
    $.ajax({
    type: “post”,
    contentType: “application/json; charset=utf-8”,
    url: “/modules/comment/commentWS.asmx/CommentSave”,
    data: parameters,
    dataType: “json”,
    success: function (res) {
    $(“#ifUpload”).contents().find(‘[name=”commentId”]’).val(res.d);
    $(“#ifUpload”).contents().find(‘Form’).submit();

    if (commentId == 0) {
    if ($(“.comment>.comment-list”).length > 0)
    $(“.comment>.comment-list”).append(commentBox);
    else {
    $(“.comment”).append(“”);
    }
    }
    else {
    var currentBox = $(“#lnkAnswer” + commentId).parent();
    if (currentBox.next() && currentBox.next().attr(‘class’) && currentBox.next().attr(‘class’).indexOf(“comment-list”) != -1)
    currentBox.next().append(commentBox);
    else
    currentBox.after(“”);
    }
    commentId = 0;
    document.getElementById(“txtComment”).value = “”;
    SetCookie(“commentNickName=” + document.getElementById(“txtNickName”).value);
    SetCookie(“commentEmail=” + document.getElementById(“txtEmail”).value);
    alert(‘نظر شما با موفقیت ثبت گردید’);

    resetNewCommentStyle();


    },
    error: function (res) {
    alert(“error” + res);
    }
    });

    }
    function resetNewCommentStyle() {
    $(“#fldSetNewComment”).css(“position”, “inherit”);
    $(“.comment-box”).height(“auto”);
    $(“#fldSetNewComment”).width(“auto”);
    }
    $(document).ready(function () {
    var username = ”;
    var email = ”;
    if (username != ”) {
    document.getElementById(“txtNickName”).value = username;
    document.getElementById(“txtEmail”).value = email;
    document.getElementById(“txtNickName”).readOnly = ‘readonly’;
    document.getElementById(“txtEmail”).readOnly = ‘readonly’;
    }
    else if (GetCookie(“commentNickName”) && GetCookie(“commentEmail”)) {
    document.getElementById(“txtNickName”).value = GetCookie(“commentNickName”);
    document.getElementById(“txtEmail”).value = GetCookie(“commentEmail”);
    }
    $(“.smileys> button”).click(function () {
    var f = “[” + this.title + “]”;
    insertAtCaret(“txtComment”, f);
    $(“#dvSmileys”).hide(“fast”);
    return false;
    });



    });
    function getlink() {
    var link = prompt(“لینک مورد نظر را وارد کنید :”, “http://”);
    if (!ValidateUrl(link)) {
    alert(“آدرس وارد شده معتبر نیست”);
    return;
    }
    link = “[url]” + link + “[/url]”;
    insertAtCaret(“txtComment”, link);
    return;

    }


    غافل از آنیم که کج میرویم


    کعبه به دیدار خدا میرویم


    او که همینجاست کجا میرویم


    بدترین کار شکستن دل آدمهاست، من هم با غرور و قد بازی همیشگیم که اصلا هم ازش پشیمون نیستم میگم دل کسی را تا به حال نشکستم، اگه هم شکستم حقشون بوده و باید جواب منو تو روشون میشنیدن، از کسی هم حلالیت نمیخوام ولی یک دفترچه درست کردم از اسامی دوستانی که دلشون میخواست اسمشون را اونجا بگم و سعی میکنم کسی را یادم نره. 

    این سفر کمی سخته و من کمی استرس دارم فقط به خاطر مادرم که میخوام مراقبش باشم که در ازدحام اتفاقی براش نیفته. 

    با مامان جانمون هم بریم اونجا فقط باید تو هتل صبحانه، ناهار، شام ایرونی بخوریم، وگرنه اگه تنها بودم تمام رستورانهای اونجا را آباد میکردم و براتون عکس میذاشتم!

    عزت زیاد 

    حاج سنارتیک سلطان!

    سلام به روی ماهتون دوستان


    من از سفر برگشتم، کلی خاطره و حرف برای گفتن دارم که اینجا مجال گفتنش
    نیست، از اونجا که آدم خلاصه گویی هم هستم در یک کلام حتما برنامه ریزی
    کنید که یک بار به  این سفر برین. سفر بسیار خاص و متفاوتی هست، لذت و
    آرامشی که موقع نگاه کردن به کعبه داشتم با هیچ حسی که تا به حال داشتم
    قابل مقایسه نبود. 

    این پلو را چند روز قبل از سفرم درست کردم، یادمه کلی فلفل دلمه ای داشتیم که نمیدونستم باهاش چه کار کنم نتیجه این پلو شد.

    مواد لازم:

    پیاز یک عدد متوسط

    گوشت چرخ کرده ۲۰۰ گرم

    فلفل دلمه ای ۲ تا ۳ عدد متوسط

    برنج ۳ پیمانه

    سبزی خرد کرده من جعفری و شوید استفاده کردم ۲ مشت.

    زرشک ۲ تا ۳ قاشق غذاخوری برای تزئین

    نمک، فلفل، پودر سیر به میزان لازم

    زعفران آب کرده به میزان لازم

    طرز تهیه:

    پیاز را مکعبی خرد کنید و همراه با کمی روغن تفت بدین تا طلایی بشه، بهش زردچوبه اضافه کنید و بعد از تفت دادن گوشت چرخ کرده را اضافه کنید و باز تفت بدین، نمک و پودر سیر را هم در این مرحله اضافه کنید، یک لیوان آب به مواد اضافه کنید و بذارین گوشت بپزه.

    فلفل دلمه ای را مکعبی خرد کنید و وقتی گوشت پخت بهش اضافه کنید، دیگه نمیخواد بذارین روی حرارت بمونه چون میخوایم لای برنج بدیمش.

    برنج را آب کش کنید و کف قابلمه هر ته دیگی که دوست دارین بذارین، به ترتیب یک لایه برنج، یک لایه مواد گوشتی و فلفل دلمه و سبزی خرد شده و با دم قاشق مواد را مخلوط کنید. این کار را تا آخر ادامه بدین و دور تا دور قابلمه نصف لیوان آب بریزید و بذارین پلو به مدت ۳۰ تا ۴۰ دقیقه با حرارت ملایم دم بکشه.

    زرشک ها را پاک کنید و با آب سرد بشورید، تو کمی روغن تفت بدین و وقتی پلو آماده شد بریزید توی دیس و با زرشک و پلوی زعفرونی تزئین کنید.

    انتخاب خوبیه برای وقتایی که نمیدونین با فلفل دلمه ای چه کار کنید!

    خوشمزه بود، قیافش هم خوشگل شد

    ۱۳۹۲/۱۲/۰۱ ۱۷:۰۸

    سفرنامه عمره مفرده سال 92 ( بخش اول )
    سلام دوستان 
    بیاین بریم ادامه مطلب براتون از سفرم به مکه میخوام بگم، گیس گلاب من تو رو خیلی دوست دارم، بیشتر به خاطر حرف تو دلم خواست بنویسم.

    من هییچوقت به مکه رفتن فکر نمیکردم، یعنی یکی از آرزوهام نبود، مادرم هم همیشه میگفت حج فقط تمتع، عمره نه، سال ۸۵ که برادرم ازدواج کرد مادرم گفت خب من دیگه الان میتونم اسمم را تمتع بنویسم، منو هم مجبور کرد که اسمم را بنویسم.

    قبلا خیلی زود نوبت آدما میشد و میرفتن مکه ولی از همون سالها سهمیه حج کم شد، دلایل مختلف داشت، یک سال که یک آنفلونزای جدید اومده بود کسی را نفرستادن انگاری بره تمتع، بعدش هم برنامه توسعه مسجد الحرام پیش آمد و کلا سهمیه کم شد و این شد که تمتع مامان جان به تعویق اساسی افتاد. 

    من گفتم خب مامان بیا بریم عمره، اونم فقط به خاطر دل مادرم که خیلی دوست داشت بره، اسممون را دو سال قبل نوشتیم و اون موقع یادمه که تو نت سرچ کردم و نوشته بود که سهمیه ما سال ۹۴ در میاد. ولی من نمیدونم چطوری شد که ما امسال رفتیم! خیلی از سهمیه های قدیمی و جلوتر تو نوبت بودن ولی من یک روز تو دی فهمیدم دارن ملت را میفرستن برای عمره رفتم پیگیری کردم و در کمال ناباوری تونستم جا پیدا کنم، راستش اصلا باورم نمیشد و به خاطر کار و زندگی و اداره حالش را هم نداشتم، ولی دلم میخواست مادرم به این آرزوش برسه. این بود که تند تند کارامون را کردیم و تو جلسات مربوطه شرکت کردیم و ۱۲ بهمن ماه عازم شدیم. 

    از همه نوع آدم تو کاروانها بودن، خیلی پیر، با ویلچر، بچه ۶ ماهه ، پیرمردی که قوز داشت ولی خیلی قبراق بود، پیرزنی که تو نگاهش پر از غم و غصه بود و دلش پیش بچه اش بود که براش مشکلی پیش آمده بود، زوجهای جوون، خانواده هایی که چند نفره بودن.مادر و دختر مثل من و مامان. 

    ما برای اینکه داشتیم زودتر از الویت خودمون میرفتیم مجبور بودیم هر پیشنهادی برای نوع سفر بهمون میکنن قبول کنیم، این بود که پرواز ما به جده بود، جاتون خالی ۳ ساعت تا جده طول کشید تا رسیدیم، بعدش از آقایون تست چشم گرفتن که ۴ ساعت طول کشید، یادم نمیره آقایون که از اون بخش میومدن بیرون خونشون خونشون را میخورد خیلیییییییییی خسته شده بودن و متاسفانه اذیت شده بودن.

    بعد بارهامون را تحویل گرفتیم و سوار اتوبوس شدیم به مقصد مدینه حرکت کردیم.اونم نزدیک ۵ تا ۶ ساعت طول کشید.

    پس شما سعی کنید پرواز مستقیم به مدینه بگیرین، البته خیلی از الویت های قدیمی پرواز مستقیم به مدینه داشتن و خسته نشده بودن. 

    ساعت ۵ صبح رسیدیم به هتل منار المدینه که عواملش اصفهانی و بسیاااااااااااااااااااااااااار خوش برخورد بودن، الهی خدا خیرشون بده، خیلی با ما خوب برخورد کردن، این یکی از بهترین قسمت های سفر من بود که دیدم این آدمها چقده صبور  و خوش برخورد هستن در مقابل این همه زوار خم به ابرو نمیوردن. 

    تو مدینه و مکه آشپزخونه مرکزی هست و همه هتلهای ایرانی یک مدل غذا سرو میکنند و بینشون فرقی نیست. 

    بعد از اینکه استراحت کوتاهی کردیم و صبحانه خوردیم به سمت مسجد النبی حرکت کردیم.

    تمام هتل های ایرانی در مکه و مدینه پرچم ایران به ستونهای  کنارشون نصب شده و اگه شما گم و گور شدین یکی از راههایی  کمک گرفتن همین هتل ها هستند و همچنین اگه  تو خیابون بودین و به ناهار و شام هتل نرسیدین میتونین برین این هتلها و با کارتی که بهتون از اول میدن و به گردنتون میندازین غذا بخورین. 

    خب ما رفتیم سمت مسجد النبی که تا هتل خیلی فاصله کمی داشت حدود ۱۰ دقیقه. قبرستان بقیع هم روبروی مسجد النبی بود که البته نمیذاشتن خانمها برن و اونطور که من شنیدم اونجا را با خاک یکسان کردن. قبلا بارگاه داشتن ۴ امام ما اما الان اینطور نیست. 

    یک چیز دیگه که من فهمیدم این بود که این شهر به این بزرگی با این همه زوار همین یک قبرستان را داره که خیلی هم بزرگ نبود، جدای قبر اون ائمه قبرستان شهر هم  همین قبرستان بقیع است که هر کس دار فانی را وداع بگه چند نفر میرن اون بنده خدا را خاک میکنن و روش یک مواد خاصی میریزن که زودتر تجزیه بشه، و بزودی روی همون قبر یکی دیگه را خاک میکنن. روی قبرها نشونه نداشت، فقط شماره داشت، فکر کنم برای خانمها ۲ تا سنگ میذاشتن برای مردها یک سنگ، کلا خانمهای سعودی هم اجازه نداشتن وارد قبرستان بشن و این فقط شامل حال ایرانی ها نبود. 

    بله داشتم میگفتم ما وارد صحن مسجد النبی شدیم. روحانی گروه ما رو یک گوشه جمع کرد و شروع کردیم به خواندن زیارتنامه، در این گیر و دار من هم با چادر چاقچور بودم ( اصلا لازم نیست اونجا چادر سرتون کنید، بیخودی من چادر برداشتم و خیلی هم اذیت شدم. با مانتو ملت تو خیابون میگشتن، حتی وارد حرم هم میشدن) یک دفه دیدم یک چیزی عین مارمولک خیلیییییییییی سبک داره رو دیوار راه میره، چند تای دیگه هم دور و برش هستن.  گفتم وااااااااااااااااای اینجا مارمولکاش پر داره ، ای خداااااااا، من چه کنم؟ همسفرمون گفت نه بابا اینا ملخ هستن، دوستان چشمتون روز بد نبینه، ۲ روز اول اینقده ملخ داشت اونجا که من داشتم از ترس سکته میکردم، اگر روی چادر من مینشست شک ندارم جیغ و داد میکردم اما خدا بهم رحم کرد. اوقتی تهران سرد و شد برف اومد اونجا هم سرد شد و همه ملخا مردن! 

    بعد که روحانی گروه توضیحات لازم را داد به سمت داخل مسجد حرکت کردیم، اینم بگم که شرطه ها کلا ایرانی ها را راحت نمیذاشتن و تا میدیدن یک عده ایرانی یک جا جمع هستن متفرقشون میکردن. 

    وارد مسجد شدیم و با معماری بسیار زیبایی روبرو شدم، همون اوایل مسجد نشستم و به یاد همه دوستام افتادم که گفته بودن ما رو دعا کن، برام خیلی جالب بود اصلا نمیتونستم برای خودم چیزی بخوام، فقط تشکر کردم که تونستم با مادرم به این مکان مقدس بیام و شروع کردم به نماز خوندن و دعا کردن اونم برای دوستام، هی میگفتم الهام برای خودت هم بخون، نمیتونستم، احساس میکردم اونی که بهم گفته التماس دعا حتما باید سلامش را به پیغمبر برسونم و براش اونجا نماز بخونم. کم هم نبودن این دوستان و من برای تعدادیشون نمازهای جدا خوندم و برای عده ای به نیت چند نفر، برای پدر خدا بیامرزم نماز خوندم، برای خواهرم، برادرم، و خدا را بارها شکر کردم که تونستم همراه مادرم به این مسجد بیام. 

    راستش من دچار اون حسی که میخواستم نشدم، دلیلش رو هم خودم میدونم و بهتون میگم که کجا با با کمال تعجب دچار احساسات شدیدی شدم که اگه خجالت نمیکشدم زار زار گریه میکردم، من آدم مذهبی نیستم اما بدون اینکه متوجه بشم و بخوام این اتفاق برام افتاد. الان دلم خیلی تنگه و فکر میکنم که به اندازه کافی از اون روزها استفاده نکردم. 

    ادامه دارد…….

    {۳}


    , document.getElementById(“txtNickName”).value, “”, document.getElementById(“txtWebsite”).value, document.getElementById(“txtComment”).value);
    $.ajax({
    type: “post”,
    contentType: “application/json; charset=utf-8”,
    url: “/modules/comment/commentWS.asmx/CommentSave”,
    data: parameters,
    dataType: “json”,
    success: function (res) {
    $(“#ifUpload”).contents().find(‘[name=”commentId”]’).val(res.d);
    $(“#ifUpload”).contents().find(‘Form’).submit();

    if (commentId == 0) {
    if ($(“.comment>.comment-list”).length > 0)
    $(“.comment>.comment-list”).append(commentBox);
    else {
    $(“.comment”).append(“”);
    }
    }
    else {
    var currentBox = $(“#lnkAnswer” + commentId).parent();
    if (currentBox.next() && currentBox.next().attr(‘class’) && currentBox.next().attr(‘class’).indexOf(“comment-list”) != -1)
    currentBox.next().append(commentBox);
    else
    currentBox.after(“”);
    }
    commentId = 0;
    document.getElementById(“txtComment”).value = “”;
    SetCookie(“commentNickName=” + document.getElementById(“txtNickName”).value);
    SetCookie(“commentEmail=” + document.getElementById(“txtEmail”).value);
    alert(‘نظر شما با موفقیت ثبت گردید’);

    resetNewCommentStyle();


    },
    error: function (res) {
    alert(“error” + res);
    }
    });

    }
    function resetNewCommentStyle() {
    $(“#fldSetNewComment”).css(“position”, “inherit”);
    $(“.comment-box”).height(“auto”);
    $(“#fldSetNewComment”).width(“auto”);
    }
    $(document).ready(function () {
    var username = ”;
    var email = ”;
    if (username != ”) {
    document.getElementById(“txtNickName”).value = username;
    document.getElementById(“txtEmail”).value = email;
    document.getElementById(“txtNickName”).readOnly = ‘readonly’;
    document.getElementById(“txtEmail”).readOnly = ‘readonly’;
    }
    else if (GetCookie(“commentNickName”) && GetCookie(“commentEmail”)) {
    document.getElementById(“txtNickName”).value = GetCookie(“commentNickName”);
    document.getElementById(“txtEmail”).value = GetCookie(“commentEmail”);
    }
    $(“.smileys> button”).click(function () {
    var f = “[” + this.title + “]”;
    insertAtCaret(“txtComment”, f);
    $(“#dvSmileys”).hide(“fast”);
    return false;
    });



    });
    function getlink() {
    var link = prompt(“لینک مورد نظر را وارد کنید :”, “http://”);
    if (!ValidateUrl(link)) {
    alert(“آدرس وارد شده معتبر نیست”);
    return;
    }
    link = “[url]” + link + “[/url]”;
    insertAtCaret(“txtComment”, link);
    return;

    }

    سلام دوستان من واقعا این روزها سرم شلوغه و وقتی میرسم خونه دلم فقط
    میخواد استراحت کنم و تجدید قوا کنم برای روز بعد کاریم، اینه که کمتر
    اینجا پیدام میشه، اما فردا تعطیلم و تصمیم گرفتم بقیه خاطراتم از سفر به مکه و مدینه را بنویسم.

    من و مامان هر روز میرفتیم مسجد النبی، البته روز اول اساسی گم شدیم ولی بعدش دیگه خوب راه و روز را  یاد گرفتیم، اینم براتون بگم که مدینه به غیر از روز اول روزهای دیگه سرد بود مخصوصا صبحای زودش من کاملا یخ میزدم.

    اگه به من بگن توصیف خودت را از مدینه بگو میگم مدینه شهر مسجد، به قدری مساجد تاریخی در این شهر هست و آدم را شیفته تاریخچه خودش میکنه و روحانی کاروان ما متاسفانه وقت نکرد در مورد بیشترشون برای ما توضیح بده، یکی از دلایلش هم این بود که تا میدیدن ایرانی ها یک جا جمع شدن متفرقمون میکردن، اونجاها خیلی احساس غربت کردم و دلم گرفت. از وقتی از عربستان برگشتم ۴ تا کتاب در مورد تاریخ اسلام گرفتم و دارم میخونم الان کتابی که دستمه اسمش اینه: محمد پیغمبری که از نو باید شناخت ترجمه ذبیح الله منصوری. البته ایشون معمولا تو ترجمه ها دست هم میبرن ولی من کتابهاشون را خیلی دوست دارم و به نظرم در کل آدم دانشمند و آگاهی هستند.

    یکی از قسمتهایی که در در مسجد النبی بسیار شلوغ هست محلی است به اسم روضه رضوان که حدیث مشترک داریم بین شیعه و سنی که این بخش به روایت از پیغمبر تکه ای از بهشت روی زمین هست.

     

    این منطقه به  اعتقاد علمای شیعه  فاصله بین منبر پیامبر و مرقد پیامبر است. پیامبر بعد از رحلتشون در خانه خود به خاک سپرده شدند. یعنی مرقد پیامبر در خانه خودشون هست. 

    در محدوده روضه رضوان یا همون روضه مطهر، سه مکان مقدس وجود دارد: «مرقد مطهّر» رسول خدا(صلى
    الله علیه وآله)، «منبر» و «محراب»

    به قدری ازدحام زیاد بود که من اصلا نمی تونستم عکس بگیرم اما این عکس مرقد پاک پیامبر اسلام است. 

    این هم عکس منبر پیامبر است، ایشون در آغاز با تکیه بر درخت خرمایى به ایراد خطبه مى پرداخت تا اینکه یکى از
    اصحاب پیشنهاد ساختن منبرى را داد تا رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بر روى
    آن بنشیند و بدینوسیله هم مردم او را ببینند و هم آن حضرت از ایستادن خسته
    نشود. به مرور زمان و با توسعه مسجد در سالهای اخیر  این منبر به این شکل ساخته شده و در حال حاضر یکی از آثار ارزشمند هنری محسوب میشود.

     

    به قدری این منطقه شلوغ بود  و دور تا دورش را چادر کشیده بودن که من فقط بخش کوچکی از بالای منبر را تونستم ببینم.

    این هم عکس محراب است

    محراب در محلى ساخته شده که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در آنجا نماز
    مى گزارد. البته در زمان پیامبرو تا چند دهه بعد، چیزى به نام محراب وجود نداشت و مسلمانان
    تنها با نام آن که در قرآن آمده و مربوط به حضرت مریم است، آشنا بودند. روحانی کاروان ما هم چندین بار گفتند که در صدر اسلام چیزی به اسم محراب نداشتیم. ولی اینجا محل نماز گزاری پیامبر ما بوده.

    اینجا تو این عکس  یک سری ستون هست بهش دقت کنید هر کدوم داستان مخصوص خودشو داره. 

    ستون هاى مسجد

    سقف مسجد بر
    ستون هایى قرار داشت که، علاوه بر نگهدارى از سقف، مورد استفاده رسول
    خدا(صلى الله علیه وآله) و اصحاب نیز بود. از هر ستونى خاطره ویژه اى باقى
    مانده که سبب شده است تا جنبه تبرّک و تقدّس به خود گیرد و با گرفتن نام
    هاى خاص، در تاریخ جاودان بماند.

    من اون تعداد از ستونها که توضیحات روحانی کاروانمون را یادم مونده تو نت سرچ کردم و براتون می نویسم.

     ۱ ـ ستون یا استوانه توبه

    ستون
    توبه یادآور خاطره اى است درباره یکى از اصحاب رسول خدا(صلى الله علیه
    وآله) مشهور به ابولبابه، ایشون به خاطر خطایی که مرتکب شده بود مستقیم به سوى مسجد رفت و خود را به یکى از ستون
    ها بست و شروع به گریه و زارى کرد و نماز خواند، خبر
    رسید که خداوند توبه ابولبابه را پذیرفته است. این ستون به خاطر همین نقل،
    به نام «ستون توبه» معروف است.

    اینجا خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییی شلوغ بود و همه سعی میکردن اینجا نماز بخونن، اما اگر میخواستیم برای رکوع و سجود خم بشیم نخاعی شدنمون حتمی بود، خیلی شلوغ بود، خیلی خیلی زیاد، من مادرم را دو بار اینجا بردم و ایستاده نماز خوندیم.

    راستی یک مطلب جالب دیگه. رنگ فرشهای این قسمت که نزدیک به مسجد قدیم پیامبر یا در واقع مرقد پیامبر  است با رنگ فرشهای مسجد جدید و توسعه یافته متفاوت هست. فرشهای این قسمت رنگش کرم و سبز است. من یک جایی تو ازدحام چشمم به رنگ فرشها خورد و فهمیدم به محدوده مسجد قدیم رسیدیم اونجا بازم واسه دوستام و آشناهام دعا کردم و به مامان گفتم، مامان زود باش همین جاست نمازتو سریع بخون که وقت تنگه و خیلی ها دلشون میخواد بیان داخل.

    بچه ها چرا من برای خودم دعا نکردم؟ نماز هم اومدم بخونم برای دیگران خوندم، دیدم وقت کمه واسه همه نیت کردم.من تک تک شما را یادم بود.

     روحانی ما یک مطلبی گفت که من چندین بار در مسجد پیامبر اینو گفتم:

    یا پیغمبر سلام من و پدر و مادر من ، دوستان و آشنایان و تمامی مردم شهرم که التماس دعا داشتند بر شما، من از طرف همه شماها که التماس دعا داشتین به پیامبر سلام کردم. این سلام به پیامبر میرسه و ایشون جواب سلام مارا میدن.

    پریروز خواهرم خواب پدرم را دید که خیلی خوشحال و شاد بود من و خواهرم کنارش نشسته بودیم و با ما گل میگفت و گل میشنفت، خواهرم زیاد خواب پدرم را می بینه اما میگفت الی این سری بابا خیلی شاد بود، از این بابت خیلی خوشحالم، خدایا شکرت.

    ۲ ـ استوانه حنانه

     رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در آغاز و زمانى که هنوز منبر
    ساخته نشده بود، بر تنه درخت خرمایى تکیه مى کرد و خطبه مى خواند. نوشته
    اند، زمانى که براى آن حضرت منبر ساخته شد و براى ایراد سخن روى منبر قرار
    گرفت، از این درخت ناله اى شبیه ناله شتر ماده اى که از بچّه خود جدا شود،
    برخاست که به همین دلیل به ستونى که در محل آن بنا شد، حنانه مى گویند.
    پیامبر(صلى الله علیه وآله) دستور داد تا آن درخت را در همانجا دفن کردند.
    محل این ستون در غرب محراب قرار دارد.

     ۳ ـ استوانه مربعة القبر یا مقام جبرئیل

    این
    محل بدان جهت به عنوان «مقام جبرئیل» شناخته شده که ملک مقرّب از آنجا بر
    رسول خدا(صلى الله علیه وآله) وارد مى شد و خدمت آن حضرت مى رسید. اینجا
    درِ ورودى خانه حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) نیز بوده است.

     براساس برخى روایات، قبر
    حضرت فاطمه(علیها السلام) در این قسمت است.( بین علمای شیعه از همه بیشتر به این قسمت تاکید میکنند که قبر حضرت زهرا در آنجاست.)

    راستش من دقیق نفهمیدم ستون توبه کجاست یا ستون حنانه کجاست، اونجا حفظ جون خودم و مادرم خیلی مهم بود دوستان، ایشالله میرین و قسمتتون میشه، محلی هست که توش شدیدا تحت تاثیر قرار میگیرید اما نمیتونید زیاد توش بایستید. البته اینم بگم که من شدیدا از ازدحام و شلوغی بیزارم و از این اماکن فرار میکنم. شاید این حالت من هم موثر بود در اینکه نمیتونستم زیاد تو این محل بایستم، دلم میخواستم بقیه هم بتونن بیان تو و نماز بخونن. 

    می بینید چقده شلوغه؟

    اینجا با اون منطقه هنوز فاصله داره باید اون تابلوها را رد کنید و تقریبا ۲ متر برین جلوتر

    راستی اینم بگم که وهابی ها خیلی سخت ایرانی ها را به این منطقه راه میدادن، خانمها در ساعات خاصی میتونستن به این مکان بیان، بعد از نماز صبح از ساعت ۸ تا۱۱ باز میشد، بعد از نماز ظهر هم دو تا سه ساعت  باز بود، و همینطور بعد از نماز عشاء،

    نماز صبح که خونده میشد ملیت های مختلف را گروه بندی میکردن، مثلا ایرانیها درب ۳ بشینن، ترکها درب ۲ ، پاکستانیها درب ۱، قشنگ از بعد از نماز صبح خانمهایی که مسئول جدا کردن ملیتها بودن با جدیت این کارو میکردن، همه زبونها را هم بلد بودن، بعد مثلا ساعت ۸ میشد و یک در را باز میکردن، اصلا نمیذاشتن ایرانی ها تکون بخورن، همه ملیتها که میرفتن بعدش در ایرانی ها را باز میکردن، این خیلی بد بود چون دیگه اون ناحیه به اون کوچیکی خیلییییییییییییی شلوغ شده بود. من و مامان یک بار رفتیم تو گروه ترکها! چشمتون روز بد نبینه این خانمهای ترک آبرو و حیثیت واسه ما نذاشتن، مامان من هم روی صندلی نشسته بود و قرآن میخوند و کاملا از تیپش معلوم بود که ایرانی نیست. نمیدونم چرا هر چی این سری اون خانمهای وهابی با ما کار نداشتن این خانمهای ترک دست از سر ما بر نمیداشتن، همش ترکی با من حرف میزدن، انگلیسی هم بلد نبودن، آخرش با بدبختی به یک دختر جوون حالی کردم که بابااااااااااااا این مامان من پاش درد میکنه نمیتونه دیگه تو این شلوغی پاشه بره بین ایرانی ها ، اینم دروغ بود که مجبور شدم بگم، البته پای مامان درد میکرد ولی میشد جاشو عوض کنه اما از بس نذاشته بودن بریم تو مامان میگفت من از اینجا تکون نمیخورم. دیگه خدایا خودت ببخش. میخواستم اونجا که هستم دروغ نگم اما نشد! 

    گنبد سبز

    در
    سال ۶۷۸ گنبدى روى مرقد مطهّر بنا شد، در حالى
    که تا پیش از آن، تنها، دیوار این قسمت، قدرى از دیوار بخش هاى مسجد
    بالاتر بود. بخش فوقانی گنبد به صورت هشت ضلعی ساخته شده. 

    در
    سال ۱۲۳۳ در روزگار سلطان محمود عثمانى، گنبد بازسازى شد و تا آن زمان
    رنگ آن کبود بود. در روزگار سلطان عبدالحمید عثمانى گنبد روى مرقد را به
    رنگ سبز کردند و از این زمان به بعد، به «قُبّة الخضراء» شهرت یافت. طبق
    رسم، هر از چند سال، رنگى روى رنگ پیشین مى کشیدند. جالب آن که در پایین
    گنبد، سوراخى باز کرده اند که میان قبر و آسمان فاصله اى نباشد. داستان این
    محفظه از این قرار است که وقتى در مدینه باران نیامد، مردم در این باره از
    عایشه استمداد کردند. او گفت که متوجه قبر پیامبر شوید; همسر پیامبر(صلى
    الله علیه وآله)، به خلاف کسانى که به تبرّک و توسّل اعتقادى ندارند و براى
    قبر ارزشى قائل نیستند، مردم را به قبر آن حضرت هدایت کرد. از زمانى که
    گنبد روى مرقد کشیده شد، این محفظه را در ادامه آن سنت باقى گذاشتند تا در
    وقت کم بارانى، آن را بگشایند و از خداوند طلب باران کنند.

    روبروی مسجد النبی بازار قشنگی بود پر از دستفروش، من نه از مکه نه از مدینه زیاد خرید نکردم چون اصلا حوصله بارکشی نداشتم!!! اما فروشنده های بامزه ای تو این بازار بودن که امان از اون موقع که چوب حراج رو یک جنسی میزدن و به زبون فارسی خودمون پشت سر هم فریاد میکشیدن یکریال، یکریال، یکریال، یعنی از ته حلقشون داد میزدن، گوش آدم کر میشد! پش سر هم بدون مکث! من و مامان اینقده وقتی ازشون دور میشدیم بهشون میخندیدیم. 

    من تو مدینه گدا ندیدم اما تو مکه گدا دیدم! البته اهل عربستان نبودن. 

    تو قسمت بعدی میخوام برم سراغ خاطرات مکه، دوستانم که سالهاست منو میشناسن و با روحیات من آشنان  وقتی از مکه براشون میگم میگن الی دچار تحول شدی ولی من متحول نشدم، اینو خودم کاملا حس میکنم، اما ایمان آوردم که مکه مرکز ثقل جهانه، آرامشی که هنگام نگاه کردن به کعبه داشتم هیچ وقت هیچ وقت هیچ وقت تو زندگیم نداشتم، اگه دلم برای یک جا خیلی تنگ بشه اونجا کعبه است، ولی این حس در تفکرات من که همیشه معتقد بودم 

    کعبه آن سنگ نشان است که ره گم نشود 

    حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست 

    تاثیر نخواهد گذاشت. 

    ادامه دارد…..

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت سنارتیک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
قدرت گرفته از : بک لینکس